۱۷ مهر ۱۴۰۵

شماره هشت - یک، دو، سه، چهار، پنج

 زمستون پارسال که حال همه‌ خیلی بد بود - البته هنوزم هست - برای اینکه از اون حس کرختی و بی‌حالی دربیام و از روی تخت بلند  شم؛ دکتر ر. گفت هر بار فکر انجام یک کار کوچیک به ذهنت رسید، بجای اینکه به تعویق بندازیش تا پنج بشمار و سریع پاشو انجامش بده. مثلا پاشو لیوان چای‌ات رو بشور یا اون ایمیل رو بزن. یعنی از زمانی که کاری به ذهنت می‌رسه فقط پنج شماره فرصت داری تا انجامش بدی. تا همین چند ماه قبل هرگز نتونستم حتی شده یک بار انجامش بدم. اما حالا شاید در روز یک یا چند پنج ثانیه تو کارنامه‌ام داشته باشم. مثلا همین امروز؛

یک، دو، سه، چهار، پنج ... لباس‌های شسته شده رو اتو کردم.

یک، دو، سه، چهار، پنج ... با میم رفتیم خریدهای خونه رو انجام دادیم

یک، دو، سه، چهار، پنج ... همین چند سطر رو اینجا نوشتم

یک بار دیگه باید بشمارم تا خریدها رو تمیز کنم و توی فریزر بذارم.

راستی من تا نیمه شب پنجشنبه 16 مهرهنوز 40 دقیقه زمان دارم. اما تاریخ اینجا برای فردا ثبت می‌شه. این اون شخصیت ایده‌آل‌گرام رو دلچرکین می‌کنه ولی من پای قول و قرارمون هستم.

۶ نظر:

  1. دل چرکین مباش اینطور که من فهمیدم سیستم اگه یروز ننویسی روز بعدش دو تا بنویسی ، اون پست اضافه رو برای روز خالی خساب میکنه.

    پاسخ دادنحذف
  2. سیستم پنج شماره بشمار خیلی خوبه افرین که بهش عمل میکنی

    پاسخ دادنحذف
  3. منم باید این سیستم رو پیاده کنم .امروز یه عالمه کار دارم که حال هیچ‌کدومش رو ندارم!

    پاسخ دادنحذف