هفتهی پر سفارشی داشتم و خیلی خوشحالم، واقعا خیلی زیاد! اما پشت خوشحالیم یه چیزی هست، یه چیزی که نمیدونم چیه ولی چیز خوبی نیست. از من نیست از بیرونه! از عدم تعادله! از ندونستن آینده است. هی با خودم تکرار میکنم، فقط تو نیستی! فقط تو نیستی! فقط تو نیستی!
...
چند دقیقهای در روز، میتونی خودت رو بزنی به اون راه زندگی کنی؟ من بیشترین رکوردم در روز چقدره؟ نمیدونم. باید بشمارمش؟ شاید.
...
اینستاگرام رو هی اسکرول میکنم، هی اسکرول میکنم... میخندم، گریه میکنم، دوباره میخندم، بغض میکنم، فکر میکنم.... ترک خوردم. راستش رو بخواین هیچی رو هم درست و واقعی نگاه نمیکنم.
...
سه روزه هر روز فکر میکنم باید بیام اینجا بنویسم. تو ذهنم مینویسم ولی اینجا نه. واقعا هم نمیدونم چرا نمیومدم. تازگیا خیلی اینجور شدم که یه کاری رو میخوام انجام بدم، همش فکر میکنم که باید انجام بدم ولی نمیدم. خیلی هم سادهست ولی نمیکنم. نمیدونم واقعا!
...
به جاش اینستاگرام رو اسکرول میکنم... .
بنویس تا ذهنت خالی بشه. چون مشغولیت داری میری اونجا. منم یه مدت اینطوری بودم و حس بدی هم در عینحال داشتم.
پاسخ دادنحذفحق داری یوکو ❤️
پاسخ دادنحذفیوکو خودت رو سرزنش نکن. فشار روی هممون زیاده تو هم که کار جدید شروع کردی خب بیشتر حسش میکنی.
پاسخ دادنحذفبیا بنویس و بدون فقط تو نیستی :**
ببین اصلا باور کن همگی یه شکلیم. داریم میخندیم بعد گریه میکنیم بعد دوباره میخندیم . منم مثلا عذاب وجدان میگیرم وقتی میخندم بعد وقتی گریه هم میکنم باز عذاب وجدان میگیرم که دارم زندگی رو فلان و بیسار.
پاسخ دادنحذفببین پیج اینستاگرامت رو فکر میکردم فالو کردم ولی الان گشتم نبود . کاش بگی
من روزی چند دقیقه بیشتر نمیرم تو اینستاگرام و فقط هم پست گربهای میبینم، با اونا هم اما اشکام میاد پایین. فقط تو نیستی.
پاسخ دادنحذفمن چند وقته نمیرم اینستاگرام. خیلی کم اگه برم. و حالم بهتره
پاسخ دادنحذفتو تنها نیستی :*
پاسخ دادنحذف