امشب که داشتم اینجا مینوشتم. وسط نوشتن رفتم تو نت موبایلم، دنبال یه نوشته قدیمی میگشتم، بعد از مرگ مهران نوشته بودم اما چشمم خورد به این نوشته، سال ۲۰۱۳ برای کسی که خیلی دوستش داشتم نوشته بودم.
مخاطب خاصت فيس بوك نداشته باشد و آیدی كه هفت سال است باز نشده داشته باشد هيچ وقت وبلاگت را نخوانده باشد و فضای مجازی برايش غريبهای باشد که هر از گاهی ميان صفحههايش چرخ میخورد .
تنها ارتباط ميانتان تلفنها و مسيجهای هر از گاهی باشد، برايش هم صحبت ديرينه باشی و برايت كسی كه با تمام دنيا معاوضهاش نكنی. نبودنهايش را تاب بياوری و او خواهان زندگیی سرسری باشد. هر بار خودت را قانع میكنی ديگری را دوست داشته باشی، با صدای آمدنش هر آنچه غير خودش را به ميان سايه ببرد و تو معلق شنا كنی. تنها حسرت يك روز باهم زندگی كردن را داشته باشی و باز رفته باشد بیهيچ نشانی تو باشی و يك خط خاموش.
توی این پستم راجع به همین آدم نوشته بودم. پارسال از دنیا رفت و یکی میخواست ایملیش و باز کنه.
پن: آیدا امیدوارم که رکورد رو بزنیم
به نظرم خیلی خوشبختی که با تمام حسرتها، یه همچین کسی رو تو زندگیت داشتی.
پاسخ دادنحذفراستش با حرفت خیلی موافقم
حذفیادمه ازش نوشتی ژه :(
پاسخ دادنحذفبا یوکو موافقم. روحش شاد 🌱
زدیم:*
پاسخ دادنحذف❤️🫂
پاسخ دادنحذف