۰۷ مهر ۱۴۰۵

اپیزود صد و ده

 از وضعیت خودم خسته‌م و زورم بهم نمیرسه. دیروز این‌همه کار کردم که نمونم تو تخت. دیشب آلارم ست کردم که امروز به وقت بیدار شم و کارامو بکنم. الان ظهره و یه چای خوردم و نشستم به گیاهای جلو پنجره نگاه می‌کنم هنوز.

قبلا یه بالا پایینی داشتم. یه روز یه کم بهتر بودم، یه روز یه کم پایین‌تر. مدتیه در پایین‌تر سطح خودمم و غمگین اینه که اطرافیان هم همینن. از هر کسی میشنوم، از سطح معمول خودش، روانش خرابتره، انرژیش کمتره. 

تا کی جون تحمل کردن داریم؟ بعدش چی؟ بلاخره چی؟ نمیدونم و این هم یه غم به غم‌هام اضافه میکنه.

پ.ن: برای تکمیل حال بدم رفتم تو گالری گوشیم دنبال یه عکس و دیدم خیییییلی از عکسام نیست. توی گوگل فوتوز هم خیلیاشون نیست و اصلا نمیفهمم چطوری یا چرا. من پاک نکردم. تاییدی هم برای پاک شدن چیزی ندادم. بک‌آپی یا چیز جدیدی هم نداشته گوشیم. اینم از امروز.

۱۰ نظر:

  1. جیران جونم این روزا سطح استرس همه تو ایران خیلی بالاس .سعی کن اخبار نبینی بدتر داغون میکنه آدمو

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. خیی خلاصه اخبارو پی میگیرم در حد یه اسکرول کردن و دیدن عنوان‌ها ولی خب همه همینیم. میدونم.

      حذف
  2. نمی‌دونم واقعاً چی بگم جیران :(
    بغل برای تو و هممون 🫂

    پاسخ دادنحذف
  3. مثلاً اکانت گوگل پلاس نداشتی که پلن اشتراکت تموم شده باشه؟

    پاسخ دادنحذف
  4. فکر کنم باید یه جزیره ای پیدا کنیم همگی بریم توش همدیگه رو بغل کنیم

    پاسخ دادنحذف
  5. با چیزهای کوچیک که خوشحالت می‌کنه شروع کن. استرس آدمو از پامیندازه 🫂🫂

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. با نقاشی و غذا دارم این کارو میکنم ژ جون. قدم‌های مورچه‌ای

      حذف