من امروز رو روز اول پاییز اعلام میکنم.
امروز طراحی مشق جدیدم رو کردم و رفتم برای بابا معرفینامه اتاق عمل گرفتم و اومدم پیاز و گوشت سرخ کردم و لپه پختم و قاطیشون کردم و زعفرون و نمک، فلفلش که اندازه شد، در قابلمه رو بستم و سیگار برداشتم رفتم تو بالکن.
دیدم عه! باد داره میاد و شاخههای درختای روبهرو دارن تکون میخورن و حسابی خنک شده. ظهر که داشتم میرفتم تا مطب دکتر اصلا انقدر خنک نبود.
نشستم رو صندلی و پاهامو گذاشتم لبهی گلدون و به مکالمهی عاشقانهی یه پسر و دختر توی پیادهرو گوش دادم.
چه خوب بود قسمت بالکنت و سیگار و پاییزش جیران :)
پاسخ دادنحذفامیدوارم عمل بابات به سلامتی انجام بشه عزیزم :**
جات خالی دزیره جون.
حذفممنونم منم امیدوارم
منم صبح اومدم بیرون خونه، با خودم گفتم ایول تازه پاییز شروع شد
پاسخ دادنحذفآره تمروز خیلی پاییز بود
حذفپاییزت مبارک جیران (از سری استوری های پیرمردها توی واتس اپ مثل دومین چهارشنبه پاییزتان مبارک و اینا)
پاسخ دادنحذفبا یه عکس از درختای چنار که داره برگاشون میریزه و یه پیرمرد که با عصا داره راه میره
حذفامروز خیلی پاییز بود واقعاً
پاسخ دادنحذفهفتهی آینده قراره خیلی بیشتر پاییز باشه انگار
حذف