▼

۰۸ مهر ۱۴۰۵

روز ۱۲۰ _ The Nefelibata

 امروز واقعاً پاییز رو حس‌کردم. با جیران موافقم. ظهر رفتم کافه‌ی دم مدرسه، یه چایی ولرم از سر وا‌کردنی بهم داد. حالم گرفته‌شد ولی انرژی و توان بحث و انتقاد نداشتم. بی‌که چیزی بکم یه‌کم ازش خوردم و تو دلم فحش دادم که کافه لمیز کی ان‌قدر زاغارت شد ما نفهمیدیم! از این به‌بعد، باید برم اون‌ یکی کافه کوچولوعه. 

ظهر اومدم گلاب به‌روتون برم دَشوری به‌قول نقی، دیدم ای بابا چه نور آفتاب کج قشنگی افتاده روی موهام! منم که دیوانه و شیدای نور و سایه؛ هیچی دیکه به‌جای جیش، رفتم گوشی‌م رو آوردم و چند تا سلف پرتره‌ی قشنگ از موهای قرمز بافته‌ام گرفتم جوری که صورتم معلوم نباشه و فقط نیم‌رخم تو عکسه. یه تاپ جذب یقه باز مشکی هم تنم بود که خیلی خوش‌فرمه و دوسش دارم. تتوی ماهی کوچولوی وسط سینه هم توش قشنگ جا خوش کرده‌بود. یه عکس انداختم که با لاک زرشکی پایین موهام رو گرفتم لای انگشت‌هام.

خود‌شیفته نیستم فقط بازی نور و سایه واقعاً عقل‌م رو از سرم می‌پرونه و دیوونه می‌شم همین :)

عکس‌رو ان‌قدر دوست دارم. اگه بلد بودم این‌جا شر می‌کردم شما هم ببینین. البته امشب نه فردا و احتمالاً مدل خیلی موقت تو قسمت previw. 

داشتم تو اینستا می‌چرخیدم یوهو یه کلمه‌ی بامزه دیدم راست کار خودم. اصلاً اسم منه!

"Nefelibata"

یه واژه‌ی پرتغالیه که معنی شاعرانه‌ای داره. به‌صورت تحت‌اللفظی از ترکیب «ابر» + «راه رفتن» میاد. یعنی کسی‌‌که روی ابرها راه می‌ره.

اما معنی استعاره‌ایش قشنگ‌تره. می‌گه آدمی که در دنیای خودش زندگی می‌کنه، با قواعد معمول جامعه خیلی جور نیست و مسیر خودش رو می‌ره.

یه جورایی می‌تونه به کسی اشاره کنه که رویاپردازه و تخیل زیادی داره متفاوت فکر می‌کنه. زیاد دنبال تأیید بقیه نیست
احساس می‌کنه جای خودش در دنیای معمول نیست و بیش‌تر با دنیای درونی و خیال خودش زندگی می‌کنه.
مثلاً اگر کسی بگه من Nefelibata هستم؛ یعنی
من از اون آدمام که انگار روی ابرهای خودم راه می‌رم؛ دنیای خودمو دارم.
نکته‌ی جالبش اینه که الزاماً بار منفی نداره؛ بیشتر شاعرانه، مستقل و کمی خیال‌پردازانه‌ست. 

قشنگه به‌نظرم. من‌که خوشم اومده ازش. واسه یللو پرسن‌م فرستادمش کلی خوشش اومد و گفت خود خودتی. 

خلاصه اینم رفت تو لیست کلمه‌های جون‌جونیم. ان‌قدر از این واژه‌های ملت‌های مختلف می‌خونم و خوشم میاد، یه عالمه پیشنهاد برام‌ میاره. حالا بازهم براتون می‌گم اگه دوست‌داشتین.

۱۵ نظر:

  1. آرره حتما بگو دزیره، بنظر جذاب میاد

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. باشه قشنگم . تو پست‌های قدیمی‌ترم چند تا ژاپنی خوشگل هم دارم. اما امشب نمی‌رسم پیداش کنم که منشن کنم برات :*

      حذف
    2. عزیزززم ممنون🫂🫂🫂

      حذف
  2. اسم سرخپوستی دزیره: زنی روی ابرها

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. قربون تو برم من. می‌دونستی عاشق سرخ‌پوست‌ها هم هستم نغمه؟ یه ایمیل دارم پوکوهانتس‌ه اسمش :)

      حذف
  3. چه کلمه بهت میاد به نظرم. کاش عکستم بذاری ببینیم

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. مرسی جیران جونم. حتماً فردا پیگیری می‌کنم چه‌جوری می شه میذارم‌ :*

      حذف
  4. آره خیلی خوب بود دزیره

    پاسخ دادنحذف
  5. مشاهده: همین که گفتی - هستی در نوشته هات.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. آخی. مرسی رضا این‌طوری می‌گی. چه خوب که شماها حس می‌کنین 🤗

      حذف
  6. دزیره قشنگم از عکسات برای من میفرستی ؟ منم بازم از این کلمه خوشگلا میخوام با توضیحش 😍

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. عزیز دلمی تو. حتماً واست می فرستم فردا
      نیلی :**
      از اون کلمه‌ها هم می‌گم باز ❤️

      حذف
  7. حالا خجالت کشیدم اگه یاد بگیرم بیام بذارم عکس رو 🙈 آخه چیز خاصی هم نیست فقط لابد واسه من دیوونه‌ی نور قشنگ به نظر اومده 🙊
    ولی عیب نداره ببینین فوقش تو دلتون می‌گین خدا شفا بده 😜

    پاسخ دادنحذف