بعد از پستی که دو، سه ساعت پیش گذاشتم رفتم سراغ آشپزی. پیشبند دامنی قشنگ و قدیمیم رو بستم به کمرم و مشغول شدم. این پیشبند مال طرحکاد مدرسه بوده. با کمک مامان دوختمش. مامان هنوز نگهش داشته و داده بهم بعد اینهمه سال. یه دامن چیندار کوتاهه با طرح چهارخونهی ریز سفید و آبی. دورش هم نواردوزی گیپور سفید ظریف داره. خوشم میاد پیشبند ببندم. بهخصوص این یکی رو. فکر میکنم خانومها با پیشبند بامزهتر میشن و سکسیتر موقع آشپزی :))
وایسادم ترههای دیشب رو خوردکردم روی تخته و یه سیر هم بهش اضافهکردم. نمک و زردچوبه و فلفل سیاه زدم. یه قاشق آرد و سه تا تخممرغ هم اضافهکردم و تمام. روغن داغ و صدای جیلیز ویلیز سبزی رو که شنیدم و عطرش تو آشپزخونه پیچید، فهمیدم که آشپزی همیشه منو بهزندگی و زمان حال وصل میکنه. جاتون سبز که خوشمزه هم شد.
بعد از شام هم رفتم پایین پیش پریا و یه کم ماساژش دادم و قربونصدقهی خودش و اون چهارتا وروجک رفتم. نشستم لب پله و یه کم با پریا آروم حرفزدم. میدونم مسخرهست اما پریا تنها موجودی بوده که تو این یه ساله راحت باهاش درددل میکردم، هنوزم همینه.
میگن گربهها چشمهاشون رو که بههم میزنن، صاحبشون رو بوس میکنن. پریا همیشه من رو نگاه میکنه و چشمهاش رو بهممیزنه. خوشممیاد بوسم میکنه :)
وای خیلی سال بود که کلمه طرح کاد رو نشنیده بودم :) با نظرت درباره پیش بند هم موافقم جدای اینکه فکر میکنم لازمه :) برای تمیز نگهداشتن لباس
پاسخ دادنحذفآخی. فریبا خودم هم داشتم مینوشتم گفتم الان یه عده از بچهها ممکنه ندونن چیه :))
حذفچند ثانیه مغزم پراسس کرد تا یادش اومد طرح کاد چی بود. همین بود که بعداً شد حرفه و فن؟
پاسخ دادنحذفبله آیدا جون. فکرکنم همون بود تا جاییکه یادمه :)
حذفنه، حرفه و فن درس دورهی راهنمایی بود که کارگاه هم داشت. طرح کاد مال دورهی دبیرستان بود که باید میرفتیم کار عملی انجام میدادیم. فکر کنم دخترها تو مدرسه کارگاه داشتند و ما پسرها رسماً میرفتیم سر کار، یک روز در هفته، به مدت چهار سال.
حذفواقعاً دلم گربه میخواد دزیره
پاسخ دادنحذفمنم سایه. ولی صابخونه نمیذاره توی خونه حیوون داشته باشیم! :((
حذفمنم عاشششق اینم که پیشبندای گوگولی ببندم و ادای متخصصارو دربیارم:>
پاسخ دادنحذفعزیزم :))) ببند بامزهست :**
حذفتو پر از زندگی هستی دزیره
پاسخ دادنحذفگربه در رابطهش با انسان مجموعهیی از رفتارها رو داره که در عین عشوه گری یک جور بیخیالی و وارستهگی و پدرسوختهگیی توأم هم محسوسه.
پاسخ دادنحذف