۰۶ مرداد ۱۴۰۵

محض خالی نبودن عریضه

بالاخره راه افتادیم. دو ساعت راه داریم تا گوتارد. و من که چند روز است نرسیدم هیچی از نوشته هاتون بخونم، گذاشتم توی راه بخونمتون. البته اول باید ننوشتن هام رو جبران کنم، توی اون بازه های کوتاهی که جوجه میخوابه. همیشه کیندلی کتابی برمیدارم ولی ایندفعه؟ نه مرسی وبلاگ های دوستام باهام هست:)) 

میدونم که اینجوری ، یه چشم به جاده، یه چشم به جگرگوشه، یه چشم به برنامه های آینده، برای من و اینجا نوشتن نمیشه. انقدرم بدم میاد بیام آسمون ریسمون ببافم بجای ننوشتن. خب خیلی سنگین ننویس و وقت بقیه رو هم نگیر زن! 

پس تا درودی دیگر بدرود.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر