تو هفته سخته برام پستهای بقیه رو بخونم اما آخر هفته ها شروع میکنم روزی چند نفر رو همه پستهاشونو از اول تا الان میخونم. هر چی پستها بیشتر میشه آدمها برام هویت بیشتری پیدا میکنن شاید حتی خودم دوتا قصه هم تو ذهنم ازشون تصور میکنم. دنیای قشنگیه حتی اگر از نالههامون میگیم. بقیه رو که میخونی میبینی عه چه تنها نیستم، عه چه درد مشترکی، عه بابا حق داریم پس!
الان به پست آیدا رسیدم برای ادامه حتی بعد از ۴۰ روز و ایده ده کوچیک وبلاگی. چه دوست داشتم اینو. اما واقعا حفظ این روتین با همه لذتش وسط همه مشغله ها آسون نیست. تا کجا میتونیم بریم؟ من تا کجا میرم؟ اما انگار اینجا یه سرزمین مخفیه برای خودم، یه دنیای موازی و این اونقدر جذابش کرده که خودمو تا اینجا کشوندم افتان و خیزان.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر