بعد از چهار روز پشت سر هم بودن با مرد، امروز مرخصی گرفتیم. بعد از چهار روز پشت سر هم سکسهای پرهیجان، داشتم نگرانش میشدم، چون یکی درمیون قرص هم میخوره. من که تفاوتی در بی قرص و با قرص نمیبینم و متوجه نمیشم.
دیشب بالاخره، بعد از چهار روز که حرص دلمون رو خالی کردیم، تونستیم روی مبلهای پذیرایی کار دیگری هم انجام بدیم که همانا دیدن فیلم «مالهالند درایو» با کیفیت بالا، نسخهی ۲۰۲۱ بود. هر دومون عاشق این فیلم هستیم و حاضریم ده بار نگاهش کنیم، برای همین کلاً خریدش. به نظر من ده یورو خیلی قیمت کمیه برای چنین فیلمی.
امروز که از دنیای بودن با مرد فاصله گرفتم فرصت کردم یک ساعت و نیم کامل در باشگاه تمرین کنم، اخبار گوش بدم و با خانواده و دوستام چت کنم. باز امروز در حالوهوای آسیا افتادم، چون صبح رفتم کار داوطلبی با خانمهای بچهدار خاورمیانهای و بردمشون یه خانهی محلهای پایینشهر و پر از مهاجر.
حالا که بین دو نقطه در حرکت هستم تفاوت دردناک در حالوهوا، مایندست و کیفیت زندگی مهاجر و فنلاندی بولد تره . مهاجر سالها داره دور خودش میگرده تا خودشو پیدا کنه پول حداقلی ای دربیاره اقامت بگیره و محلی به این فکره که ماشین ظرفشویی خونهی تابستونیش خراب شده یا خونهی اسپانیایش بعد از سیل تعمیر لازم داره.
مهاجر دربهدر دنبال اینه که زبان اینجا رو یاد بگیره تا بتونه نیازهای اولیهاش رو تأمین کنه و برعکس، مرد ناراحته که چرا دایرهی لغات اسپانیاییش کم شده و باید تمرین کنه. تفاوت ها میخوره توی چشمم و دوستشون ندارم در حالیکه دنیا همینه و هیچیش از روی عدالت و انصاف نیست.
وقتی وارد خونهش میشم، دغدغههام در پایینترین سطح ممکنه. ذهنم و بدنم بعد از بیست بار بودن در اون خونه، به اون فضا عادت کرده و ریلکسه. بوی خونه و لباسها و خودش برام آشنا و مطبوعه. میتونم خودِ خودِ واقعیم باشم و حتی بوسهای مدل ماهی مخصوص خودم رو روی صورتش کنم، بخنده و بگه: «این چیه دیگه! خیلی عجیبه! زن ایرانی عجیبغریب! همیناتو دوست دارم.»
دیشب وقتی داشتیم یه سری خرتوپرتها و کفش و لباس مخصوص بازیمون رو بررسی میکردیم، گفت از بیرون این چیزها هم مثل بقیه چیزات خیلی عجیبه. گفتم به نظر من عجیب نیست. گفت: «چرا عجیبه. و تو باید محدوده رو تعیین کنی و هر جا زیادی بود، ترمز رو بکشی، چون من دارم خیلی لذت میبرم.»
گفتم: «حواسم هست و ترمز اونجاست که کسی از طرف تو بخواد منو ببینه. من با فامیل تو، با ساید اینتلکتوال و آکادمیکم ظاهر میشم و این شکلی هیچوقت نخواهم بود.همینطور که دوستم Aya هم بعد از چهار سال این جنبهی خصوصی منو نمیشناسه و قرار نیست ببینه.»
.
هیچ فکر نمیکردم یه روزی یه خونهای در کوچهای که اسمش «کوچه ی تپه ی صخرهای آلیس» باشه در محله ی کوچیک و خلوتی که اسمش رو هم قبلا نشنیده بودم ، بشه مأمن امن من و فضایی برای دور بودن از همهی غم ها هیاهوها؛ جایی که فقط بشه توش خوش گذروند و به هیچ، مطلقاً هیچ، فکر نکرد.
چه خوووووب 🌸🌸
پاسخ دادنحذفمرسی شهاب 🌼🌸
حذفاز اینکه کیف میکنی ذوق میکنم نیلی .. بیشتر به خونه ی توی تپه ی صخره ای آلیس برو 🤗
پاسخ دادنحذفخیلی پایه ام ولی هفته در میون بچه هاش اونجان و نمیشه . بازم خوبه 😇
حذفاز اینکه ما هم اینجا می تونیم یه بخش کوچیکی از اون چیزی که هستی و بقیه هیچ وقت نمی بینن رو ببینیم، احساس غرور کردم.
پاسخ دادنحذفچه جالب گفتی اره اینجا همه جنبه هام دیده میشه چه خوبه
حذفنیلی، چه خوشحالم برای حال الانت. چقدر جالبه که الان این حال رو کنار اون قصههای گذشته میخونیم. ادم فکر میکنه خوب پس همیشه هم اونقدر نمیتونه بد باش و بد بمونه.
پاسخ دادنحذفیه چیز جالبی که هنوز به اون مرحله نوشتن در پست ازش نرسیدم و اینجا مینویسم و رد میشم اینه که انگار من و تو یه مسیری رو برعکس اومدیم. یعنی اولش منم مثل تو با کلی گیر و گور مذهبی و اینا بودم، بعد رسیدم به اینکه اتفاقا چقدرم خوبه و خوش میگذره و کی گفته سکس بده؟ حالا اما دیگه ماه به ماه هم حوصلهم نمیکشه. بعد وقتی اون چهار روز مدام رو نوشتی فکر کردم ا، چه جالب. پس هنوزم میشه یعنی؟ تو سن و سال ما؟ این تجربهها برای من تو همون اوایل سیسالگی پروندهش باز و زود هم بسته شد.
دقیقا همینی که میگی همیشه اوضاع بد نمیمونه و باید امید داشت . روزهای خیلی قشنگه پیش رو داریم. درباره سکس باید شرایط هم اوکی باشه از نظر ذهنی و روحی اگه احساس نیاز نکنی که مشکلی نیست. در مورد سن باید بگم من در این سن الان از همیشه داغ ترم.
حذفمیفهمم. مورد من مقداری پیچیده است، منم هنوز لباس مجلسی تنمه تو وبلاگ. به مرحله پیژامه که برسم کم کم شاید ازش نوشتم.
حذفآخیش نیلی. چه عااالی 😍 خداروشکر که این چند روز حالت خوب بوده کنارش و پناهت شده عزیز دلم.
پاسخ دادنحذفمرسی که ما رو هم تو این قشنگیها سهیم میکنی ❤️
بوس ماهیت رو خیلی دوستداشتم 😎
دزیره قربونت برم میتونی مدل بوس ماهی رو تصور کنی؟😂 خیلی بامزه اس باید یوقتی اداشو برات دربیارم از راه دور بوست کنم 😘
حذفقربونت برم آره. تصورت کردم. یه بار برام بفرست با رسم شکل 😍😉
حذفخیلییییییییییی ذوق کردم!!! کلی بهم امید میدی :**
پاسخ دادنحذفچه خوب زن ایرانی عجیب و غریب :)) ❤️
پاسخ دادنحذف