از خانهها؛ شمارهها
من رهسپار خانههای زشت بودم.
میدانم نمیخواهی چیزی از درد و رنج جاری در گوشههای شهر بشنوی، ولی من رهسپار خانههای زشت بودم.
دیروز خانههای شمارهٔ چهارم، پنجم و ششم را دیدم.
خانهٔ شمارهٔ چهار، بد نقشه و بدترکیب و زشت بود.
خانهٔ شمارهٔ پنج، خوشنقشه بود؛ اما بدون آسانسور، در قعر کوچهای تاریک. حمام و دستشوییاش هم آدم را یاد خوابگاه میانداخت.
خانهٔ شمارهٔ شش را در عکس دیدم.
خانه نور ندارد؛ همهجا از آشپزخانه نور میگیرد.
حالم خراب است. تمرکز کاری ندارم. دو خط درس میخوانم، خط سوم دارم در دیوار دنبال خانه میگردم.
شاید منطقه را عوض کنم.
خانه برای من مهم نیست قدیمی باشد؛
جان داشته باشد و نور.
- با احترام
وارون بنظر منم نور از همه چی مهمتره. امیدوارم اون خونه ای که قراره بری زودتر خودشو نشون بده
پاسخ دادنحذفامیدوارم قربونت برم.🥰🥰 امروز هم قراره برم سراغ بقیه
حذفوارون درک می کنم که چقدر برات سخت میگذره. مخصوصا سر و کله زدن با املاکی ها. امیدوارم هر چه زودتر یه خونه ی خوب پیدا کنی. ❤️
پاسخ دادنحذفمن تازه دارم با این قشر آشنا میشم نغمه، به من میگفتند آدمِ درست توشون کمه، تا این تجربهها رو کردم. 😔❤️
حذفآخ قشنگ حالت و میفهمم تجربهاش کردم. صبوری کن، اگرچه میدونم فرسایشی و پر استرس هست. از خواستهات در فاکتورهای خونه کوتاه نیا.
پاسخ دادنحذفژ عزیزم، از فاکتور کوتاه نیومدم، محل بد شد، محل خوبه، خونه داغونه... 😔♥️
حذفبرای منم نور خیلی مهمه وگرنه افسردگی میگیرم
پاسخ دادنحذفسایه جانم آره خیلی مهمه. ❤️اینا که میگن صبح میری و شب میای رو میخوام سیمان بریزم روشون:(
حذفاخ منم غلام خانههای روشنم. هیچچیز اندازه نور نمیتونه منو عاشق یک خونه کنه. امیدوارم خیلی زود خونه قشنگ روشنت رو پیدا کنی.
پاسخ دادنحذفمهتاب جانم، آره دقیقاً... امیدوارم عزیزدلم🫂
حذفبرای منم مثل تو واروون عزیزم . "خانه برای من مهم نیست قدیمی باشد؛
پاسخ دادنحذفجان داشته باشد و نور."
امیدوارم پیداش کنی ❤️❤️🫂
دزیره عزیزم، کاش یک خونه جاندار و پرنور یکجا نشسته باشه من پیداش کنم. 🫂❤️✨
حذفآخ اره نور✨پیداش میکنی خسته نشو
پاسخ دادنحذف✨🫂 نوا فدای تو قشنگم
حذفبادا که خونهیی با حال خوب پیدا شده باشه / بشه ...
پاسخ دادنحذفبادا شهاب جان. ببینم این گذر ایام من رو کجا میکشونه✨
حذف