▼

۱۳ مهر ۱۴۰۵

۱۲۳

 وقتی میگم این گربه رو برای من تجویز کردند تا زنده نگهم داره این جوریه که مثلن امروز غذای خدا تومنیشو نخورده بعد الان تو سینک داره ته ظرف لازانیا رو لیس میزنه و همه سروصورتش نارنجی شده و اولین لبخند امروز رو اورده رو صورتم. همین لحظه ها وصلم میکنه به زندگی، همین نخی که اسمش لئوئه و وقتی اومد تو زندگیم که قرار بود نگذاره به فروپاشی برسم. منِ آدمِ گنده رو همین یه وجب گربه نگه داشته...

۶ نظر: