▼

۱۳ مهر ۱۴۰۵

۱۲۴/۱۶۰

 عادت چیز عجیبیه و مقاومت برای تغییر از اون عجیب تر و دلتنگی از همه اینا عجیب تر تر…

ولش کن

 امروز بعد از ورزش، با سپیده رفتیم یه بیکری جدید که اتفاقا به خونه من خیلی نزدیکه و تازه باز شده، جای نازی بود خوشم اومد ازش:))) توی ویترینش نون های خوشگل و شیرینی های خوشگل تر دلربایی می کردن. قهوه مون و که خوردیم یه نیم باگت، یه سیمیت کوچولو که من و یاد سیمیت های محله کاراکوی استانبول انداخت، دو تا بربری گرد مینیاتوری که با خمیر ترش درست شده بود، یه کیک سیب فرانسوی و یه شیشه بادوم زمینی خریدم و پیاده راه افتادم به سمت خونه. 

اینجوریه که وقتی شرایط بیرون تلخ می شه مجبورم بیشتر شیرینی بیارم تو زندگیم. بله من رسما به قند ادیکتدم:/

امشب قراره فرهاد بیاد پیشم و یه تایم خواهر برادری با هم بگذرونیم، می خوام براش کوکو سیب زمینی درست کنم:)

 امروز از صبح همه چی یه جور دیگه و متفاوت پیش رفت، ساعت ورزشم، زمانش، حتی لباس ورزشم، مکان قهوه بعد ورزش، محل پیاده رویم تا خونه، خریدم و همه چی و به نظرم تنوع خوبی بود با اینکه همه چی تو یه منطقه اتفاق افتاد اما با روتیم فرق داشت، انگار رفته بودم یه محله جدید:)))

باید پاشم کارامو بکنم تا فرهاد برسه:***

۶ نظر:

  1. چه چیزای هیجان‌انگیزی خریدی. شیرینی غم و غصه رو میشوره. نوش جونت.

    پاسخ دادنحذف
  2. من به کوکو سیب زمینی اگه جعفری تازه داشته باشم می زنم و اگه نباشه شیوید خشک می زنم.
    خوش بگذره

    پاسخ دادنحذف
  3. چه جذاااب، این تغییرات خیلی حال میدن

    پاسخ دادنحذف
  4. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخ دادنحذف
  5. خوش بگذره بهتون کتی :**

    پاسخ دادنحذف
  6. کتی .. اینقدر خوشحالم که برگشتی به نوشتن. می‌دونم برات احتمالا معنی خاصی نداره که یکی که ندیده‌اند این رو بگه ولی باور کن.

    پاسخ دادنحذف