امروز رفتم فروشگاه محبوبم بعد از کار..دقیقن نیم ساعت وقت داشتم که وسط اونهمه لباس و چیزهای قشنگ بگردم و شاید چیزی بردارم..چندتا لباس از قسمت reduced برداشتم ولی هیچ کدوم به دلم ننشست..یعنی اونقدر ننشست که بخوام براش پول بدم.. یه قانون جدید برای خریدم گذاشتم که فقط چیزهایی رو میخرم که واقعن دوستشون دارم و خودمو توش میبینم.. نه چون قیمتش خوبه نه چون حراجه نه چون از قیمتش بیشتر بهش میاد..برای هدیه این مرد هم کاغذ کادو گرفتم و کارت. خیلی خیلی کارت دادن روی هدیه رو دوست دارم.. رسم آدمهای اینجاست که منم انجامش میدم..قراره براش سه روز مداوم تولد بگیرم.. برام یه کم کار زیادی شده ولی دلم میخواد خوشحالش کنم واقعن..خوشحالم که خاطرشو میخوام.. چون توی سن و سال خودم میبینم که آدمها دیگه خسته و ناامید شدن از رابطه و اینطورین که یا هیشکی رو نمیخوان یا یه کسی رو میخوان که کارشون باهاش راه بیفته که همراهشون باشه یه جورایی.. من اما وسط یه قصه عشقی دیگه به این آدم رسیدم.. و نتونستم و نخواستم ازش جدا بشم.. موندم باهاش و یه قصه عشقی جدید ساختم..اون آدم دیگه اتفاقا شرایطش بهتر به نظر میومد.. رابطه باهاش راحتتر بود و غیره ولی خب شاید من از چندسال پیش این قانون رو داشتم .. قانونی که با کسی نمونم چون برام بهتره.. چون آف خورده... چون بیشتر به چشم میاد.. ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶
چقدر خوب بهم ارتباط دادی
پاسخ دادنحذفمرررسی
حذفخیلی قشنگ گفتی. منم به این که میگی معتقدم ولی شانس هم لازمه. شانس اینکه باشه اون آدمه. خیلی اوقات بین انتخاب ها گزینه خیلی خوب نیست
پاسخ دادنحذفموافقم
حذفچه قانون خوبی لونما. تولدها بهتون خوش بگذره :**
پاسخ دادنحذفمنم کارت روی تولد و کلاً کارت پستال دوستدارم هنوز :)
مرررسی.. خیلی کارتونی و باحاله
حذف