از وضعیت خودم خستهم و زورم بهم نمیرسه. دیروز اینهمه کار کردم که نمونم تو تخت. دیشب آلارم ست کردم که امروز به وقت بیدار شم و کارامو بکنم. الان ظهره و یه چای خوردم و نشستم به گیاهای جلو پنجره نگاه میکنم هنوز.
قبلا یه بالا پایینی داشتم. یه روز یه کم بهتر بودم، یه روز یه کم پایینتر. مدتیه در پایینتر سطح خودمم و غمگین اینه که اطرافیان هم همینن. از هر کسی میشنوم، از سطح معمول خودش، روانش خرابتره، انرژیش کمتره.
تا کی جون تحمل کردن داریم؟ بعدش چی؟ بلاخره چی؟ نمیدونم و این هم یه غم به غمهام اضافه میکنه.
پ.ن: برای تکمیل حال بدم رفتم تو گالری گوشیم دنبال یه عکس و دیدم خیییییلی از عکسام نیست. توی گوگل فوتوز هم خیلیاشون نیست و اصلا نمیفهمم چطوری یا چرا. من پاک نکردم. تاییدی هم برای پاک شدن چیزی ندادم. بکآپی یا چیز جدیدی هم نداشته گوشیم. اینم از امروز.
جیران جونم این روزا سطح استرس همه تو ایران خیلی بالاس .سعی کن اخبار نبینی بدتر داغون میکنه آدمو
پاسخ دادنحذفخیی خلاصه اخبارو پی میگیرم در حد یه اسکرول کردن و دیدن عنوانها ولی خب همه همینیم. میدونم.
حذفنمیدونم واقعاً چی بگم جیران :(
پاسخ دادنحذفبغل برای تو و هممون 🫂
بغل دزیرهی مهربون
حذفهمین بغل فقط
مثلاً اکانت گوگل پلاس نداشتی که پلن اشتراکت تموم شده باشه؟
پاسخ دادنحذفدارم و تازه شارژ شده اونم
حذففکر کنم باید یه جزیره ای پیدا کنیم همگی بریم توش همدیگه رو بغل کنیم
پاسخ دادنحذفاوهوم. کاش میشد.
حذفبا چیزهای کوچیک که خوشحالت میکنه شروع کن. استرس آدمو از پامیندازه 🫂🫂
پاسخ دادنحذفبا نقاشی و غذا دارم این کارو میکنم ژ جون. قدمهای مورچهای
حذف