▼

۰۸ مهر ۱۴۰۵

یادم تو را فراموش

 از اینکه اومدمو هیاهوی اینجا رو دیدم. از اینکه اسمم تو‌ هیچ‌کدوم از آمار و ارقام‌ نبود دلم گرفت. نه اینکه غر بزنم. از خودم شاکی‌م که هر هزار باری که اومدم بنویسمو پشیمون شدم. اومدم کامنت بذارمو قفل شدم. 

می‌بینم که چه جوری خودم از قبیله‌ای که ندیده انقدر دوسش دارم، فرار میکنم دلم گرفت. 

اما می‌دونم که می‌کونم. شاید کم. شاید کم‌رنگ. شاید گه‌گداری. اما نمی‌ذارم این‌جا پرونده‌ی بازی بمونه‌ که بعدها باز غصه‌شو‌ بخورمو‌ خودمو سرزنش کنم.

بوس و‌بغل‌ها :***  >>>:*<<<

۲۱ نظر:

  1. تا دفعه‌ی بعد که بترکونی همه‌ی بادکنک‌ها رو
    🙃😅🫂

    پاسخ دادنحذف
  2. برگاندی قشنگم به خودت سخت نگیر و بنویس. من یکی که مشتاقانه می‌خونمت حتی در حد چند خط کوتاه :)
    پس بیا
    بوس و بغل‌ها ❤️❤️🫂

    پاسخ دادنحذف
  3. چه خوب از حست نوشتی :)) چون منم دارم این حس مشترک رو. حس روح بهم دست داد 😁😁🫠🫠

    پاسخ دادنحذف
  4. نمی‌دونستم چطوری بنویسمش.
    اما الان که دارم در همین لحظه می‌نویسم، این برام اومد که آمار و ارقام چندان مهم نیستن. اینکه نوشتن برام کار کنه کفایت می‌کنه 🫂

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. دقیقا همینه که میگی. من از تعلل خودم ناراحتم. :(

      حذف
  5. همینم که گاهی مینویسی خوبه برگاندی جون

    پاسخ دادنحذف
  6. بی خیال وزیر. برو مدالت رو بردار و جشن بگسر این دورهم بودن رو 🤩

    پاسخ دادنحذف
  7. حالا به ما هم جایزه ندادن:)))
    پس هروقت راحت بودی بیا بنویس برامون

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اصن این نیست که :( اینکه دیدم خودم کمرنگم جایی که انقد دوسش دارم دردم گرفت :(

      حذف
  8. به منم استرس میده کارنامه :'(

    پاسخ دادنحذف
  9. منم همین حس رو دارم:) بعضی وقت‌ها کامنت‌هایی که می‌ذارم بیشتر ادامه دهندهٔ حرف نویسنده است تا ری‌اکشن مناسبی از طرف من... یعنی احساس می‌کنم باید می‌نوشتم آره همینطوره که می‌گی... بعد می‌بینم جواب نمی‌گیرم، حس اضافه بودن بهم دست میده، می‌خوام برم پاک کنم ولی اونم نمیشه...
    در کل این کارنامه برای من هم جالب بود پر از حس‌های متفاوت.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اوهوم :( قضاوت خود خیلی سخت تر از قضاوت دیگرانه حتی به نظرم 🫤

      حذف
    2. آره. خیلی بی‌رحمانه‌اس..☹️

      حذف