۱۰ تیر ۱۴۰۵

۲۸ از ۴۰ - یا فارسی را پاس بداریم

براش نوشتم جواب دادن به این نامه سختمه، جواب ندادن سخت‌تر. لذا آسون‌تره رو انتخاب می‌کنم.

براش نوشتم:
نمی‌دونم سریال The Affair رو دیدی یا نه. سریال خیلی خوبی نیست، ولی چندتا اپیزود اولش خیلی خوبه. نه به خاطر قصه. به خاطر بازی‌ای که تو قصه‌گویی می‌کنه. یه اتفاقی که افتاده رو برمی‌داره می‌ذاره رو میز، یه بار از زبون زنه قصه رو تعریف می‌کنه، یه بار هم از زبون مرده. بعد اصلاً مهم نیست قصه چیه. این‌که در یک اتفاق واحد، این دو نفر این‌جوری متفاوت می‌بینن ماجرا رو، اون‌چیزی بود که باعث شد ببینم سریاله رو. حالا؟ حالام تا یادمونه توی این دو روز چی گذشت، بذار یه دور من روایت‌مو برات تعریف کنم، یه دور هم تو. بعدش می‌تونیم دیگه هیچ حرفی ازش نزنیم. یعنی بهتره دیگه ازش هیچ حرفی نزنیم.

خیلی منتظر این دیدار بودم. مطمئن بودم این‌بار با دفعات قبل خیلی فرق خواهد داشت. فکر می‌کردم به جز هم‌آغوشی و عشق‌بازی، یک قدم فیلی برداریم در حرف زدن با هم. 

جینکس!

براش نوشتم:
پای تلفن گفته بودی.... مغزم رو روی این حرفت تنظیم کرده بودم. فکر می‌کردم روز اول سه چهار ساعت می‌ری بیرون و وقتی برمی‌گردی، می‌شینیم رو مبل و تو بغل هم شراب می‌خوریم و بعد از عشق‌بازی مفصل، می‌ریم تو اتاق‌خواب. فکر می‌کردم تا دم‌دمای صبح بیدار می‌مونیم و همون‌جور برهنه تو بغل هم حرف می‌زنیم و حرف نمی‌زنیم. فکر می‌کردم تو بغلت خوابم می‌بره.

جینکس!

...
آخر شب تکست دادی هنوز رام می‌دی؟ هنوز اوبر نگرفته بودی. برات بوس فرستادم.

اومدی. بوس و بغل و سکس. و سکس. تموم که شد، یه جا غلت زدم بیام تو بغلت. خوابت برده بود. صبح که بیدار شدم، از توی تخت رفته بودی.

...
شب، خیلی دیر برگشتی. خواب بودم. بیدارم کردی، سکس کردیم، و خوابیدیم. سکسه خوب بود. هیچ نوازش و معاشقه‌ای توش نبود اما. سکس بود. چیزی نبود که من براش ثبت‌نام کرده باشم.

صبح، وقتی دیدم داری به اون زودی می‌ری، یه‌جورایی ته دلم خوشحال شدم. سختم بود ادای آیدا رو در بیارم. مرسی که بعدش پیغامی ندادی و تلفن نزدی هم. جدی.

براش نوشتم:
هم‌چنان هم قشنگ می‌نویسی. بازیگر خوبی هستی تو کلمه‌ها. فقط فکر کنم فارسی‌ت خوب نیست. اینی که تو اسم‌شو می‌ذاشتی عاشقی، اسمش یه کراش و رفاقت قدیمیه که حالا توش سکس هم هست. که اصلا چیز بدی هم نیستا. اتفاقا منم پایه‌م. فقط فارسی‌ت ضعیف شده. این‌که تمام فکر و ذکرمی و اینا، اینا هیچ‌کدوم معادل‌های درستی نیستن تو فارسی. از حالا به بعد بیا فقط انگلیسی حرف بزنیم.

۲ نظر:

  1. چرا گریه دارم؟!چرا اشک‌هام بی‌اختیار داره میاد و بند هم نمیاد آیدا؟!

    پاسخ دادنحذف
  2. ابراز احساسات انگار تو انگلیسی معقولتر و متعادلتره

    پاسخ دادنحذف