کُلد فیت گرفتم. نمیدونم چرا احساس میکنم اگه این وبلاگ دائمی بشه، مثل هر چیز دائمیای، کمکم دل آدمو میزنه. مزهش از بین میره. مثل سفر. سفر اگه دائمی بشه میشه مهاجرت، و خب مهاجرت هیچچیزش مثل سفر نیست.
آدم باید یه دلیل قرصتری داشته باشه واسه پایبند موندن. اینکه حالاحالاها زمان داری فقط شرط نیست. یه حبلالمتین محکمتری لازمه که آدمو پایبند نگه داره. مشخصه که دارم از وبلاگ حرف نمیزنم دیگه؟
هیولای صبحگاهی فقط یکی از چهرههای اون ساحره مقاومبهپابندی است. اگه دفتر وِرد جواب داد خبرت میکنم. بین خودمون بمونه زیاد امیدوار نیستم.
پاسخ دادنحذفگرچه به وبلاگ نویسی روزانه هم زیاد امیدوار نبودم! به خودم میگم چه دیدی.